سلطان محمد مطربي سمرقندي

655

تذكرة الشعراء ( فارسي )

قريب به بيست كس ، از شعراى زمان ، زبان بيان ، به گفتن اين شعر گشاده بودند و ذكر بعضى از آنها مناسب نمود : ملّا ناظمى : عشوه‌ات نشتر غم تا به رگ جان بشكست * قفس بلبل و رشك دل از افغان بشكست وعدهء غمزهء بيدار تو از طرز فريب * به دل باور جان ناوك حرمان « 1 » بشكست پى دردم چه شوى رنجه طبيبا كه ز مهر * عشق الماس محبّت پى درمان بشكست به دلم نالهء ناقوس برهمن در دير * كفر درداد صلا رونق ايمان بشكست « ناظمى » در كف پاى دل طاقت آيين * شيشهء آبله از نيش مغيلان بشكست ملّا ذوقى : تا به زخم دل ما تير تو پيكان بشكست * عافيت عهد وفادارى درمان بشكست دل نصرانى ما در هوس نشئهء كفر * توبه از ننگ ورع بر سر ايمان بشكست پيرو تشنه‌لبى باش كه در تابهء حشر * همّتش ساغر آب كف رضوان بشكست توتيا ساز غبار قدمى را كه بر آن * در ره كعبهء مقصود مغيلان بشكست « ذوقيا » خسته شدن گير كه خونابهء زخم * در دل ما هوس چشمهء حيوان بشكست صيرفى : ترك چشمت به دلم ناوك مژگان بشكست * لذّت تير تو خاصيّت درمان بشكست جاى در خانهء دل كن كه دو چشم پرخون * كشتى نوح به يك موجهء توفان بشكست يوسف حُسن چو در مصر دلم گشت عزيز * خارها در قدم غير به كنعان بشكست بود از انديشهء خال لب او دوش مگر * خضر جامى كه به سرچشمهء حيوان بشكست « صيرفى » فكر جنون دل خود كن كامروز * از دلم صبر كنون بيعت و پيمان بشكست فرشى : كافر چشم تو تا رونق ايمان بشكست * زاهد گوشه‌نشين توبه ز عصيان بشكست داشت با زخم دلم نشئهء درمان ميلى * تير مژگان تو آمد دل درمان بشكست

--> ( 1 ) . در اصل : ( هرمان ) .